آخرین روزهای عبور

این ماه، در حالیکه که افکارم را در مورد اینکه چرا اسکارلت یوهانسون نباید نقش دانته گیل در روب و تاگ را بازی کند و اینکه چرا زمان آن رسیده که تراجنسی ها برای نقش آفرینی در نقش شخصیت های تراجنسی در فیلم ها انتخاب شوند،جمع و جور میکردم، از اینکه یوهانسون محترمانه از ایفای نقش به عنوان یک تراجنسی صرف نظر کرده است، با خبر شدم. اولین واکنش من چه بود؟ آری!

به نظر میرسد که در این نبرد پیروز شدیم. این همان چیزی است که جامعه مدنی برای مشاهده پذیری تراجنسی ها برایش مبارزه میکند. اما من بیشتر به بررسی عواملی از قبیل، دلایل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که موجب چنین انتخاب های اشتباهی برای نقش آفرینی میشوند علاقه مند هستم و میخواهم برای یک بار و همیشه به آرامی روی آنها کار کنم تا از بین بروند.

هالیوود یک کارخانه است. یک نوع پر زرق و برق و رویایی از کارخانه، اما این مساله مدل کسب و کار این کارخانه را تغییر نمی دهد: این کارخانه محصولاتی را برای مصرف کنندگان تولید می کند. برای مدت طولانی، تمرکز اصلی این کارخانه به تولید محصولاتی بود که مشتریان سفیدپوست، غیر تراجنسی ودگرجنسخواه خواهش طالبشان بودند و اگر چه بعضآ فیلم هایی با مضمونی کمی متفاوت از آنچه در بالا گفته شد، از جمله فیلم هایی در مورد افراد رنگین پوست، دگرباشان جنسی یا مکان های عجیب و غریب ساخته شده است، این محصولات به شکلی تهیه، قالب بندی شده و ارائه میشوند که همچنان برای مشتریان اصلی آن جذابیت داشته باشد. از بازار اولیه خود: بیننده های سفید پوست دگرجنسخواه.

به عنوان یک زن تراچنسی، متولد و بزرگ شده در ایران در دهه 1980، من با تماشای فیلم های کلاسیک هالیوود بزرگ شدم. زنان زرق و برق دار بودند، مردان خوش تیپ و اغلب شخصیت های”خوب” و ” با اخلاق” برنده داستان بودند. اما شخصیت قهرمان این فیلم ها تقریبا همیشه مردی سفیدپوست و دگرجنسخواه بود. رنگین پوستان اغلب در حاشیه داستان و یا تبه کار بودند و هیچ نمایشی از جامعه دگرباشان جنسی وجود نداشت. ما دیگر در آن دنیا زندگی نمی کنیم.

بعضی از این فیلم ها، بزرگترین هایی بودند که تا به حال ساخته شده اند و بسیاری از آنها هنوز هم در چنین جایگاهی قرار دارند، البته اگر شما بتوانید عباراتی مانند،  کله سیاه و یا زرد پوست آسیایی چنانکه در برخی از بزرگترین فیلم های هالیوود آمده است: جان وین زردپوست در نقش چنگیز خان مغول نقش آفرینی میکند؟ را هضم کنید. اینها دیگر قابل قبول نیست!

بازیگر بریتانیایی Alec Guinness، که اکثر مردم او را به عنوان Obi-Wan Kenobi در سری اصلی جنگ ستارگان میشناسند، به عنوان یک بازیگر خوب از او یاد میشود. اما دیدن او با صورت قهوه ای، به هنگام نقش آفرینی شخصیت پرنس فیصل در فیلم پرنس عربستان، صادقانه حال من را بد میکند.

لیست این “تحولات” هالیوود کوتاه نیست. اما موارد برای افزوده شدن به این لیست کمتر و کمتر می شوند تنها به این دلیل که مخاطبان جدید سینما تصمیم گرفته اند که دیگر نمی خواهند بازیگران سفید پوست را در نقش شخصیت های رنگین پوست و داستان هایی را که از دیگر فرهنگ ها و جوامع الهام گرفته شده را تماشا کنند.

این زمانی است که تغییر اتفاق می افتد.

زمانی که فیلم هایی که از شخصیت های رنگ شده سفیدپوست به جای شخصیت های رنگین پوست استفاده میکنند، دیگر بلیط  نمی فروشند، زمانیکه بازیگران رنگین پوست راه خود را برای بهتر شدن و نقش های بزرگتر پیدا کردند و فرصتی برای درخشش و بیان داستان هایشان پیدا کردند، تغییر اتفاق می افتد. این بدان معنا نیست که همه چیز در این نبرد حل شده است، اما گام هایی هر چند کوچک در مسیر حل این مشکلات برداشته شده است. حتی گاهی چند گام به عقب می رویم. اکنون تنوع بیشتر نژادی در تلویزیون و فیلم ها با بودجه بزرگ دیده می شود.

گروه دیگری که برای خندان عوام به قیمتی کم استفاده شد، جامعه دگرباشان جنسی هستند. و دوباره، این نقشها، عمدتا توسط بازیگران دگرجنسخواه اجرا شده است. نمونه های زیادی در دسترسند و در حالی که نمایندگی از شخصیت های مرد و زن همجنسگرا و دوجنسگرا در دو دهه گذشته تغییر یافته است، هنوز هم اکثر شخصیت های دگرباش جنسی توسط بازیگران دگرجنسخواه اجرا میشود. عکس این مساله به ندرت اتفاق می افتند. و این من را به حرف T که نمایه تراجنسی ها، که موضوعی بحث برانگیز است، میرساند.

اولین بار من شاهد بازنویسی مثبت در The Crying Game بودم. در حالی که بعضی ها آن را  قدیمی در نظر می گیرند، من آن را به عنوان یک فیلم برجسته می بینم. از آن به بعد، شخصیت های تراجنسی در فیلم های بزرگ مانند TransAmerica،  Danish Girl و دیگران فیلم ها ظاهر شده اند، اما به ندرت این شخصیت ها توسط بازیگران تراجنسی ایفا شده اند، زیرا آنها “غیرقابل پذیرش” هستند. این ممکن است در حال حاضر درست باشد اما لزوما در آینده اینطور نخواهد بود.

اگر مخاطبان، چهره های تراجنسی را همانند چهره های سیاه / قهوه ای / زرد / قرمز پوست بپذیرند و با خرج کردن دلار های خود برای فیلم هایی که از تراجنسی ها به درستی در نقش شخصیت های تراجنسی استفاده میکند، به تولیدکنندگان نشان دهند که انتظار دارند که روایات تراجنسی ها به راستی به درستی گفته شود، در این زمان است که تغییر آغاز میشود. هنگامی که ستارگان بزرگ مانند یوهانسون، نقش هایی را که به جامعه دیگری تعلق دارند، رد میکنند، تغییر رخ خواهد داد.

همچنین، به عنوان یک داستانپرداز تراجنسی، درگیر داستان هایی میشوم که روایت دگرباشان جنسی را تغییر می دهند. Grosse Misconduct یک مثال کمدی  است که دارای شخصیت اصلی تراجنسی است که هیچ یک از کلیشه های قدیمی در داستان های مربوط به تراجنسی ها را دنبال نمی کند: شخصیت من آلیشیا هوشمند و قوی است و داستان او در مورد آشکار سازی یا تبدیل شدن به قربانی نیست.

اما برای ساخته شدن روایات ما و دیگران، به حمایت جامعه برای ارائه آنچه که ما می دانیم راه بهتری برای ارائه روایات ما است، نیاز داریم. من معتقدم که تغییر اجتناب ناپذیر است، زیرا ما به هیچ جا نمی رویم، مردم دارند به خودشان می آیند و ما را جدی میگیرند. همانطور که این اجزاء از داخل و خارج از جامعه ما گرد هم می آیند، من امیدوارم همانگونه که استفاده از چهره رنگ شده سفیدپوستان به جای رنگین پوستان در گذشته متوقف شد، روزهایی که از چهره های غیر تراجنسی به جای آنها استفاده میشود نیز،به پایان برسد.

ترجمه: مهندس نادیا ذابحی

منبع:

https://www.advocate.com/commentary/2018/7/26/last-days-transface

ما همه جا هستیم آزاد و برابر:

در حین خواندن مقاله، به آهنگ های رنگین کمانی گوش کنید.

شما میتوانید همچنین، آهنگ های مورد علاقه تان را به این لیست اضافه کنید:

Open in Spotify

از فعالیت های ما حمایت کنید:

[accept_stripe_payment name=”حمایت مالی از دارما و مارتیا” currency=”SEK” button_text=”از فعالیت های شما ممنونیم.”]

امتیازدهی:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *